خرید بک لینک
در فرهنگ لغت آبینه بابا با پدر فرق می کند، بابا یعنی کسی که بی بهانه بتوانی او را ببوسی و پدر آن کسی ست که برای بوسیدن او باید منتظر عید بمانی آن هم عید نوروز.بابا کسی ست که بتوانی دستهایت را دور گردنش حلقه کنی و بی محابا نشانش بدهی که دوستش داری و پدر یعنی کسی که جرئت نکنی برایش درد دل کنی و رازهایت را بگویی.بابا همان کسی ست که به سوتی های تو می خندد و بعد چپ چپ نگاهت می کند و تو از شرمندگی به قهقهه می افتی و پدر کسی ست که تو باید همیشه مقابلش محکم و عصاقورت داده باشی.بابا همان کسی ست که اگر با دیگران بیش از تو خوش و بش کرد ته دلت زورت می اید و پدر کسی ست که اصولا زیاد اهل خوش و بش با بچه ها

برچسب: بابام,پدرت, نویسنده: پرهام صفری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:22

عاقل باش قلبِ من

خسته ای دیگر

کندتر از پیش می زنی!




پ:از کتاب خاطره ای در درونم است

برچسب: منِ,قلب, نویسنده: پرهام صفری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:22

زندگی را باید به سبک نوشتن پیش برد، به سبک قصه ها، به سبک تمامی متن های ادبی.باید اصلا تمامی واژگان خوش و خرمی که صرف دوست داشتن ها در نامه ها می شود را در همین جریان معمولی زندگی بکار بست.عاشقانه های زندگی را باید به سبک نامه های عاشقانه پیش برد.اصلا چه اشکالی دارد که تمامی سلام هایمان به نظم باشد

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 2:48

صفحه بندی